تبليغاتX
((آریانا! دوستت دارم)) - سرزمین دلیر مردان جهان

بررسي حوادث اخير كابل با نگاهي به رويكردها
شرح ما جرا

صبحگاه 29 مه 2006 يك حادثه ترافيكي در منطقه «سراي شمالي» كابل، منجر به يك شورش فراگيرشد كه بنا به تفسير بسياري نشريات جهان، « شديد ترين برخورد خشونت آميز در افغانستان پس ازسقوط طالبان» بوده است. دراين روز، افغانستان يكبار ديگر به شدت لرزيد. تعدادي كشته شدند، تعدادي زخمي  و شهر در معرض تاراج و تهاجم قرار گرفت. اين حادثه از چند جهت اهميت مضاعف داشت : يكي اينكه در قلب سياسي اقتصادي كشور يعني پايتخت روي داد، دوم، در پيوند مستقيم با حضورنيروهاي خارجي و اتباع بيگانه در كشور بود و سوم اينكه اين نخستين حادثه اي بود كه پس از سقوط طالبان در چنين مقياسي  و آن هم در كابل روي مي داد.

علت اين شورش با برخي اختلافات جزيي گزارشها به طوركلي« يك حادثه ي ترافيكي» ناشي از« نحوه ي رانندگي نظاميان امريكايي و وقوع تصادف مرگبار افراد ملكي در نتيجه ي آن» ناميده شده است. گفته شده كه وسيله نقليه ي گروهي از نظاميان در حين رانندگي با سرعت بيش از حد و خارج از كنترل، در اثر مشكل فني و يا شرب خمرو مستي نظاميان خارجي به چند موتر ملكي برخورد نموده كه در نتيجه ي آن، چندين نفر زخمي و يك يا سه نفر به قتل مي رسند. پس از اين حادثه، حاضران به سوي نظاميان موصوف حمله برده و نظاميان نيز به سمت آنان يا به سمت هوا تير اندازي نموده اند كه در اثر اين تير اندازيها و يا تير اندازي پليس افغانستان، جمعا سه يا پنج نفرديگر به قتل مي رسند . 107 نفر زخمي  مي شوند و 8 نفرهم كشته (يا هم 12نفر و يا هم 25 نفر). ساختمانهاي زيادي از جمله، دفتر سازمان مراقبت بين الملل، مؤسسه آكسفام، موسسه غيردولتي ACTED فرانسه ، هوتل پنج ستاره سرينا، تلويزيون خصوصي آريانا، هوتل چيني ها و تعداد زيادي اماكن تجاري، هوتلها، بازار و مغازه هاي اشخاص حقيقي غارت گرديده و يا به آتش كشيده مي شود. تعدادي وسايط نقليه ي شخصي مردم نيز طعمه حريق گشته و يا زير باران سنگ و آهن از كار مي افتند. در اين شورشها، شعارهاي تندي عليه كرزي رييس جمهورافغانستان و ايالات متحده سر داده مي شود: « مرگ بر امريكا» و « مرگ بر كرزي» و « از خارجي ها خواسته مي شود كه ازكابل خارج شوند ورنه كشته خواهند شد». 

سازمان ملل متحد، حامد كرزي، رييس مجلس سنا، رييس شوراي ملي و مقامات پوليس افغانستان از وقوع حادثه اظهار تاسف مي نمايند و اعمال خرابكاران را محكوم . فرمانده پوليس كابل مي گويد « شماري از افراد معترض مسلح بوده اند و در بازجويی ها، به "جرم" خود اعتراف کرده اند

 پارلمان افغانستان نيز ضمن ديدار با شماری از خانواده های قربانيان اين خشونت ها، تظاهرات کابل را "حرکت سازماندهی شده" توصيف مي كند كه بر اساس برنامه ريزی های قبلی صورت گرفته است. آقای مجددی دليل اين ادعا را« حمل شعارها از سوی تظاهر کنندگان، موجوديت اسلحه در اختيار آنان و غارت دارايی های عامه و شخصی» مي داند. يونس قانونی، نيز تاکيد مي كند كه بايد بر حکومت افغانستان فشار وارد شود تا عاملان تظاهرات شناسايی شده و به دادگاه کشانده شوند.». دراقدامات بعدي، پارلمان افغانستان خواهان تعقيب و محاكمه نظاميان خاطي امريكايي و تعقيب ديگر عوامل شورش مي شود .

سفارت امريکا در کابل، با انتشار اعلاميه ای، از حادثه "ترافيکی" روز دوشنبه کابل ابراز تاسف مي كند و اعلام مي كند كه حادثه، در اثر "عوارض فنی" روی داده است. رونالد نيومن سفير امريکا در کابل، در اعلاميه اش مي گويد که موتر(خودرو) نيروهای ائتلاف، "به علت عوارض تکنيکی، نتوانست توقف کند". آقای نيومن با خانواده های قربانيان حادثه کابل ابراز همدردی مي كند و مي گويد که خسارت افرادی که در اين حادثه آسيب ديده اند، جبران خواهد شد. وي از مردم مي خواهد آرامش خود را حفظ كنند: "نبايد اجازه دهيم يک حادثه تراژدی باعث تلفات و اندوه بيشتری شود"

گويند هر زلزله ي سنگيني پس لرزه هاي خطرناك به دنبال دارد. خصوصا كه زلزله ها در جايي اتفاق افتاده باشند كه برمحورخط زلزله واقع است. از زمان استقرار دولت منتخب كرزي تا كنون، لرزها و پس لرزهايي چند به ثبت رسيده كه هريك نشان ازخطرات بزرگ تر و زلزله هاي سنگين تردارند.

بار نخست، در جنوب كشور، موضوع اهانت سربازان امريكايي به قرآن شريف(درگوانتانامو) و انتشار آن در «نيوزويك» دستمايه ي شورشي گرديد كه اين منطقه را به سختي لرزاند. تعداد زيادي كشته و زخمي شدند و شهر در آتش سوخت. ساختمانها غارت گرديد، اماكن عمومي آسيب ديد و اموال شخصي مردم تاراج شد. براي نخستين بار، شعارهايي عليه دولت مستقر و نيروهاي بيگانه نيز سر داده شد. گفته مي شد كه ريشه ي اين اعتراضات را دولتمردان كشور بايد در آنسوي مرز مي جستند كه روزهايي چند براي تدارك آن در آن ديار«تبليغات» شده بود اما آن زمان هرچه گفته شد آنجا بجوييد، نجستند. در عوض گفتند: به زودي عوامل اين شورش را شناسايي و مجازات مي كنيم. اما چيزي كه تا كنون نشنيده ايم، همان شناسايي و مجازات آنان است. يكبار قبل از آن حادثه، دانشجويي در درون محوطه ي علم و دانش يعني« دانشگاه كابل» و بزرگترين و معتبر ترين دانشگاه كشور، به خون خود غلطيد و پس ازتظاهرات دانشجويان و درخواست پيگيري، وعده هاي مشابه داده شد. در اين مورد نيز، از پيگيري يا مجازات عامل يا عاملان حادثه، چيزي شنيده نشد. رويدادهاي مشابه ديگري مانند كشتار دانشجويان به خاطر اعتراضات شان نسبت به مشكلات اسكان و امكانات رفاهي خوابگاه، قتل عبدالرحمان، حاجي عبدالقدير ، فرزند اسماعيل خان و امثال آن نيز قبلا روي داده بود، كه ديگربسيارقديمي و كهنه شده اند...

حادثه ي ديگري كه قدرت لرزندگي آن در مقياس بالاتربود، تظاهرات خشونت آميز در محكوميت كاريكاتوريست دانماركي بود. باز هم گفته شد كه در اين حادثه نيز تشابهاتي ميان آنچه روي مي داد و آنچه سال پيش در جنوب كشور روي داده بود خودنمايي مي كند، با اين تفاوت كه آشوبگران با هوشياري بيشتر عمل كردند و آغاز شورشها را از ساحاتي نمودند كه گمان ارتباط با سرحد را به حد اقل برساند. از تشابهاتي كه سخن گفته مي شد، يكي شروع اعتراضات در آنسوي مرزهاي جنوبي كشورو سازماندهي آنان به گونه اي بود كه بتواند  بيش از هر جايي، در افغانستان تأثير گذار باشد. دوم، شعارهاي يكسان، همانند و از قبل تعيين شده ي تظاهر چيان. سوم، تحريك تدريجي احساسات مذهبي مردم از يكسو وسپس واكنش خشونت آميز دفعي از سوي ديگر. و چهارم، شعارهاي افراطي مذهبي همانند و در مسير واحد وهمسان. والبته بازهم گفته مي شد كه هيچكدام از اين فرضيه ها، علت تام حوادث آنچناني نيستند. وآنچه در بررسي ها مهم است، تشابه زمينه ها، عوامل، و سير منطقي رويداد هاست كه امكان كشف واقعيتها را فراهم مي سازد. در اين قضيه هم دولتمداران افغانستان، بازهمان وعده هاي پيشين را تكرار كردند.

علايم چنان نشان مي داد كه به خاطر مسيحي شدن عبدالرحمن آلماني- افغانستاني در چهارده سال پيش نيز، مي بايست شهري از شهرهاي افغانستان به همان شيوه هاي نخست به آتش كشيده شود، خانه ها تاراج و چه بسا جوي خون جاري. اما قضيه خاتمه يافت و يا آن حادثه ي ويرانگر به وقتي ديگر موكول گرديد.  شايد حادثه رانندگي روز 29 مه 2006 از چنان استعدادي برخوردار بود كه استارتي براي گسترش يك حادثه ي بزرگتر گردد؛ در مقياسي كه يكبار ديگر بتواند افغانستان را به شدت بلرزاند. اما بايد ديد آيا واقعا اين حادثه نيزآنطور كه قبلا گفته مي شد، ازمنابعي آب مي خورد كه حوادث پيشين از آنها سرچشمه گرفتند؟ گمان مي رود كه آن تشابهات را به آساني نتوان در اين حادثه جستجو كرد اما «رد» هر فرضيه اي همانند «اثبات» آن نيازمند بررسي است

.

نوشته شده توسط محمد سلیم "علی" رحیمی, مزار شریف  | لینک ثابت |