تبليغاتX
((آریانا! دوستت دارم)) -
2005/7/25 16:25
آقای عبدالطيف پدرام : در جدول انتخابات آقای پدرام باکسب(110160) رآی يا(1,4%) آرا جای پنجم را گرفته است. او خود را به نمايندگی از حزب "کنگرهء ملی افغانستان" کانديد نموده بود. او جوانی است خوش سيما، آراسته، خوشکلام ، سخنور، صاحب قلم ومتهور.

آقای پدرام در ولسوالی درواز ولايت بدخشان تولد شده و قرار معلوم جوانترين کانديد مقام رياست جمهوری کشور اند. اويکی از جمله نويسندگان، شاعران و مفسرين سياسی جوان کشور محسوب ميشود. او صاحب چندين مجموعهء شعری چاپ شده وده ها مقالهء ادبی، فلسفی و سياسی ميباشد. او که در حال کنونی يکی از جمله مهاجرين سياسی در پاريس است، چند سال قبل موفق به دريافت جايزهء بين المللی(هميت- هلمن) در ميان نويسندگان جوان جهان گرديد. اودرحال کنونی مصروف امادگی برای دفاع از تزس دکتورای خود در دانشگاه سوربون  پاريس در فلسفه(اسلام شناسی) است. موصوف دارای سمتگيری و سابقهء چپ بوده و قرار معلوم از نوجوانی به سياست روی آورده و از چمله شاگردان و پيروان شهيد محمد طاهر بدخشی است. بر اساس قول برخی از نزديکانش بعد ازدوپارچه شدن سازمان بدخشی( محفل انتظار) به هيچ يکی از دو گروپ ان نپيوسته و فعاليت مستقلانه داشته است.

پدرام در نوامبر سال 2001همراه با جمعی از جوانان همفکرش مقيم کشورهای اروپايی طی يک گردهمآيی نسبتآ بزرگِ در شهر انتورپن بلجيم "حرکت بسوی کنگرهء ملی افغانستان" و بعدآ"کنگرهء ملی افغانستان" را پيريزی کرد وفعلآ رهبری شورای انسجام آن حزب را بعهده دارد.

پدرام در زمان حاکميت  ترکی- امين به ايران فرار کرد و بعد از سقوط امين دوباره بوطن برگشت و ازين ببعد به فعاليتهای ژورناليستی و فرهنگی روی آورد وتا حد معاون روزنامهء"حقيقت انقلاب ثور" بالا رفت. در زمان مرحوم دکتور نجيب الله کابل را ترک گفت وبه جبههء مقاومت تحت فرماندهی شهيد احمدشاه مسعود در پنچشير پيوست و مسئوليت امور فرهنگی شورای نظار را بعهده گرفت. بعدآ ازآنجا به ايران رفت و بالاخره سرنوشتش به فرانسه رسيد.

آقای پدرام را بايد يکی از برندگان اصلی اين انتخابات بشمار آورد؛ زيرا بعد از تسلط حکومات جهادی و بخصوص رژيم قرون وسطايی طالبان يآس و سرپيچه گی عميقی در ميان همه روشنفکران کشور بالخصوص آنانيکه پيشينهء

چپ دموکراتيک داشتند، مستولی گرديده بود. آقای پدرام که شايد درين اقدامش کسب شهرت نيزبرايش مطرح بوده باشد، گام بلند و متهورانهء برداشت و از اولين کانديداتورانی بود که در مقابل کرزی ايستاد. در جريان کمپاين انتخاباتی متهورانه قضايا ومسايلی را مطرح و بيان کرد که تا حال با اين صراحت گفته نشده بود؛ از قبيل تساوی کامل حقوق زنان با مردان، مسئلهء ناتمام وحدت ملی و تشکيل ملت واحد در کشور، مسئلهء زبان رسمی و زبانهای ملی کشور، مسئلهء پايان قانونمند حضورنيروهای نظامی ايالات متحده در افغانستان، مسئلهء پايان به مخالفتها ميان افغانستان و پاکستان بر سر خط ديورند و حل کامل اين قضيه از طريق مراجعه به آرای مردم و يا نمايندگان انتخابی مردم، حل مسئلهء ملی با تحقق سيستم ادارهء فدرالی، آوردن تغييرات اساسی در قانون اساسی و تثبيت نظام جمهوری پارلمانی در آينده از طريق مبارزات مسالمت آميزو با رای مردم و مسايل غوغابر انگيز ديگری از قبيل حق طلاق و قابل بحث بودن تآمين عدالت در تعدد زوجات در شرايط افغانستان و غيره....

آقای پدرام از آغاز ورودش به کابل و شروع کمپاين انتخاباتی مورد حسادت و حملات رهبران سنتی و بنيادگرای جهادی قرارگرفت و مسئله تا آنجايی رسيد که آقای سياف يکی از بنيادگراترين رهبران جهادی طی اعلاميه ای او را مرتد و بيدين خواند و آقای شينواری رئيس ستره محکمه(ديوان عالی) افغانستان  که يکی از چهره های مشهور بنيادگرا است،او را متهم به نقض ارزشهای اسلامی کرد وطی فيصله و نامهء رسمی از مقامات کشور خواست تا کانديداتوری پدرام را باطل نموده واو را به محاکمهء قضايی بکشانند.(♣9)

با اينهمه تهديدات و سنگ اندازيها در راه او، پدرام توانست در مدت کوتاه سه، چهار ماهه فعاليت سياسی علنی در داخل کشور طيف وسيعی از جوانان و روشنفکران کشور را بدور خود و حزبش کنگرهء ملی افغانستان جمع نمايد. اگر از چهار نفر اول آقايون کرزی، قانونی، محقق و دوستم که هرکدام با تفاوتهايی دارای سابقهءقدرت سياسی، پشتيبانی خارجی، خاستگاه معين قومی و امکانات وسيع مالی برخوردار اند، بگذريم؛ آقای پدرام در جمع(14) کانديد باقيمانده در مقام اول قرار دارد.

معلوم است که برای آقای پدرام غير از روشنفکران ( آنهم روشنفکرانيکه دارای موضع گيری دموکراتيک و عدالت خواهانه هستند) کشور، نه تفنگسالاران رآی داده اند و نه بنيادگرايان و نه رؤسای قبايل و َمِلکان و خوانين محلی و نه هم مردم عادی به امر اين خوانين و رؤسای قبايل مربوطهء شان. همه کسانيکه برای آقای پدرام رآی داده اند آگاهانه برای او، برنامه و حزبش رآی داده اند. با درک اين مسئله بايد پذيرفت که در شرايط کنونی کشور مااين کار و دست اورد  کوچکی نيست و برای يک حزب تازه تآسيس داشتن (110160) عضو وهواخواه و کم يا بيش از همه ولايات کشور ميتواند پيروزی بزرگی بشمار آيد.

من بدون هيچ گونه حُب و بُغضی بخود حق ميدهم تا اين پيروزی را به آقای لطيف پدرام و حزب مربوطه اش (کنگرهء ملی افغانستان) تبريک بگويم و او را يکی از برندگان  اصلی واساسی اين انتخابات حساب کنم.

نوشته شده توسط محمد سلیم "علی" رحیمی, مزار شریف  | لینک ثابت |